خبر های بزرگ سیاسی معمولاً یک سؤال ثابت برای مردم و سرمایه گذاران می سازند: «حالا دلار چی میشه؟ طلا چی؟ ملک چی؟»
بازداشت نیکلاس مادورو در ابتدای ژانویه ۲۰۲۶ هم از همان دسته خبرهاست؛ خبری که به خودی خود مربوط به ایران نیست، اما میتواند از راه های غیرمستقیم روی اقتصاد ایران اثر بگذارد، و وقتی اقتصاد تکان بخورد، بازار مسکن هم بی نصیب نمیماند.
واقع بینانه ترین نگاه این است که اثر این اتفاق روی ملک ایران مستقیم نیست؛ کلید ماجرا “نفت + ریسک سیاسی + نرخ ارز” است.
یعنی اگر این خبر باعث تغییر در انتظارات بازار نسبت به نفت و درگیری های سیاسی شود، آن وقت «دلار» واکنش نشان میدهد و بعد از آن، بازار مسکن با یک فاصله زمانی اثر را جذب میکند.

در نگاه اول، ونزوئلا خیلی دور است و ممکن است بگیم «چه ربطی به تهران و قیمت ملک دارد؟»
اما بازار مسکن ایران مثل خیلی از بازار های تورمی، بیشتر از اینکه به خود خبر واکنش نشان بدهد، به نتیجهی اقتصادی خبر واکنش نشان میدهد؛ مخصوصاً به دو چیز:
نرخ ارز (دلار)
انتظارات تورمی و حس نا اطمینانی مردم
پس اگر یک خبر سیاسی بزرگ باعث شود مردم احساس کنند «احتمال گرانی و بیثباتی بیشتر شده»، اولین جایی که واکنش نشان میدهد بازار ارز و طلا است، و بعد از آن با کمی تأخیر، بازار ملک.
یک اتفاق سیاسی بزرگ (مثل بازداشت یک رئیسجمهور، کودتا، تحریم تازه، درگیری منطقهای، یا تغییر جدی در یک کشور نفتی) معمولاً این پیام را به بازار میدهد:
در اقتصاد ایران، چون مردم تجربهی تاریخی از شوکهای خبری دارند، نا اطمینانی خیلی سریع به رفتار مالی تبدیل میشود:
یعنی مردم و سرمایه گذارها فقط تحلیل نمیکنند؛ واکنش عملی نشان میدهند.
در شوک های خبری، مردم معمولاً دنبال دارایی ای میگردند که:
برای همین، اولین واکنش معمولاً این است:
دلار و طلا جلوتر از ملک تکان میخورند.
چرا؟ چون خرید ملک:
پس در شوک اولیه، پول معمولاً از بازار ملک فرار نمیکند، ولی به سمت ملک هم فوراً وارد نمیشود؛ اول میرود سمت ارز و طلا.
اگر دلار بالا برود، قیمت های اسمی ملک میل به رشد پیدا میکند
اینجا نقطهی مهم بازار ایران است:
ملک در ایران خیلی وقت ها به شکل غیررسمی، لنگر ذهنی دلاری دارد. یعنی حتی اگر معامله به تومان انجام شود، ذهن فروشنده و خریدار خیلی وقتها این است:
“این واحد قبلاً معادل X دلار بود”
“اگر دلار بالا رفته، من چرا به قیمت قبل بفروشم؟”
“ساخت و ساز و مصالح گران شده، پس قیمت باید بالا برود”
“اگر امروز نفروشم، شاید فردا گران تر شود”
پس وقتی دلار تکان میخورد، اثرش روی ملک معمولاً این شکلی میآید:
فروشنده ها قیمت فایل ها را بالا میبرند یا فایل را از بازار جمع میکنند
خریدار ها مردد میشوند و دست نگه میدارند
بازار وارد فاز “قیمتهای پیشنهادی بالا، معامله کم” میشود
این یعنی رشد قیمت لزوماً به معنی رونق نیست؛ گاهی فقط یعنی فروشندهها بالا میگویند اما خریداری با آن قیمت نیست.
محدودیت قدرت خریدو حجم معاملات کم میشود. این بخش خیلی کلیدی است و خیلیها اشتباه میفهمند.
در ایران، حتی اگر قیمت ملک در ذهن فروشنده رشد کند، خریدار محدودیت واقعی دارد:
پس در عمل:
و بازار وارد چیزی میشود که به آن می گوییم رکود تورمی، یعنی «قیمت ها بالا، بازار بی رمق»

فرض کنید قبل از شوک:
واحدی ۷ میلیارد تومان بود، خریدارها و فروشندهها حول این قیمت معامله میکردند
بعد از شوک سیاسی و بالا رفتن دلار:
فروشنده میگوید ۸.۵ میلیارد، اما خریدار نهایتاً ۷.۲ میتواند جور کند (یا وامش نمیرسد)
نتیجه:
فایلها گرانتر شدهاند (روی کاغذ) ولی معاملات کمتر می شود و فاصلهی «قیمت پیشنهادی» با «قیمت قطعی معامله» زیاد می شود.
این همان رکود تورمی است، بازار گران هست، اما رونق ندارد.
چون ملک بازار کند و چسبنده است. اگر شوک کوتاه باشد، شاید اثرش در حد جو روانی بماند.
اما اگر شوک ادامهدار شود (چند هفته تا چند ماه)، دو اتفاق میافتد:
مردم حس میکنند «پول نقد در حال آب رفتن است»
سرمایهها کمکم از ارز و طلا به سمت داراییهای بزرگتر مثل ملک هم منتقل میشود
در این حالت، ممکن است یک موج دوم در ملک شکل بگیرد:
نه همان روزهای اول، بلکه بعد از جا افتادن انتظارات تورمی.
رابطه ی اتفاقات سیاسی ونزوئلا با بازار مسکن ایران مستقیم نیست؛ یعنی ونزوئلا روی قیمت ملک تهران فرمان نمیدهد، اما میتواند از مسیر اقتصاد کلان اثر بگذارد.
وقتی یک خبر سیاسی بزرگ منتشر می شود، سطح نا اطمینانی بالا می رود و واکنش سریع تر معمولاً در بازار های نقد شونده مثل دلار و طلا دیده میشود.
اگر نرخ ارز رشد کند یا انتظار افزایش آن شکل بگیرد، رفتار بازیگران بازار ملک هم تغییر میکند: فروشنده ها قیمت های پیشنهادی را بالا میبرند یا فایل را نگه می دارند، و خریدار ها به دلیل نگرانی از آینده و محدودیت بودجه، محتاط تر میشوند.
نتیجه ی این چرخه معمولاً افزایش قیمت اسمی ملک (به تومان) همراه با کاهش حجم معاملات است؛ وضعیتی که به آن رکود تورمی در بازار مسکن میگویند.
در چنین شرایطی شکاف بین قیمت فایل و قیمت قطعی معامله بیشتر می شود و بازار وارد فاز انتظار و چانه زنی سنگین تر خواهد شد.

وقتی یک خبر ژئو پلیتیک بزرگ منتشر میشود، واکنش معمول بازار ها این است که سرمایه به سمت گزینه های سریع تر میرود: دلار و طلا.
ملک کندتر واکنش نشان میدهد چون:
افزایش جو حفظ ارزش پول و فشار روانی روی قیمتهای پیشنهادی فروشندهها، اما همزمان کاهش معامله چون خریدار مردد می شود.
ونزوئلا یک کشور نفتی است و هر بی ثباتی یا تغییر قدرت در آن، میتواند برای بازار جهانی نفت یک سیگنال باشد. اینجا دو سناریو داریم:
در این حالت، بازار جهانی معمولاً نفت را پر ریسکتر قیمت گذاری میکند و قیمت ها میتواند میل به رشد داشته باشد.
برای ایران، نفت بالاتر الزاماً به معنی ارزانی دلار نیست، اما میتواند روی انتظارات بودجه ای و ارزی اثر بگذارد.
اگر نتیجه سیاسی به سمتی برود که صادرات ونزوئلا روان تر شود، عرضه بیشتر میشود و میتواند فشار کاهشی بر نفت وارد کند.
برای ایران، نفت پایین تر معمولاً یعنی فشار بیشتر روی تراز ارزی و بودجه که انتظارات تورمی بالاتر و تمایل بازار به داراییهایی مثل ملک (حداقل روی قیمت اسمی).
نکته مهم: رابطهی نفت و دلار در ایران همیشه خطی نیست، اما انتظارات و روایت بازار بسیار تعیینکننده است.
وقتی خبری با نقش آفرینی مستقیم آمریکا منتشر میشود، بازار های منطقهای (از جمله ایران) معمولاً روی این دو برداشت حساس میشوند:
آیا فشارها و تنشها در منطقه بیشتر میشود؟
یا فضا به سمت معامله سیاسی توافق و کاهش ریسک میرود؟
اگر برداشت غالب بازار افزایش تنش باشد، دلار سریع تر تکان میخورد و ملک با تأخیر اثر می گیرد.
اگر برداشت غالب کاهش ریسک باشد، دلار آرام تر میشود، سرعت رشد اسمی ملک میتواند کمتر شود یا بازار در فاز انتظار بماند.
برای بازار ملک، بهتر است به جای «پیشبینی قطعی»، سه سناریو بچینیم:
اگر این اتفاق طی چند روز تا چند هفته وارد فاز مدیریت سیاسی شود و التهاب جهانی کم شود:
اگر تنش ها ادامه دار شود و ریسک سیاسی بالا بماند:
اگر روایت بازار به سمت ثبات و کاهش ریسک برود:
اگر بازار وارد انتظار شود، ممکن است فایلهای بهتری برای مذاکره پیدا کنید (بهخصوص در واحد هایی که فروشنده عجله دارد)
به جای واکنش هیجانی، ۳ شاخص را روزانه رصد کنید:
در بازارهای خبرمحور، اشتباه رایج این است که مردم دیر وارد میشوند (وقتی قیمت ها جابهجا شده) و زود خارج میشوند (وقتی بازار باید صبر کند).
یک الگوی تکرارشونده در بازار ایران این است:
فاز ۱: شوک خبری که دلار و طلا سریع واکنش میدهند.
فاز ۲: ملک با تأخیر واکنش نشان میدهد (گاهی چند هفته تا چند ماه).
فاز ۳: معاملات کم میشود، قیمتهای پیشنهادی بالا میرود.
فاز ۴: بازار بین قدرت خرید و انتظار تورمیگیر میکند.
بنابراین اگر امروز یک خبر سیاسی بزرگ می شنوید، انتظار نداشته باشید فردا قیمت قطعی معاملات ملک تغییر کند؛ معمولاً ابتدا رفتار فروشنده ها و فایل ها تغییر میکند.
دستگیری مادورو اگر اثری روی بازار ملک ایران بگذارد، از مسیر دلار و نفت و انتظارات تورمی خواهد بود، نه مستقیم.
قیمت های اسمی ملک میل به افزایش پیدا میکند.
اما معاملات کاهش مییابد و بازار وارد رکود تورمی میشود.
اگر قصد خرید یا فروش دارید، به جای دنبال کردن شایعهها، روی داده های واقعی تمرکز کنید: روند ارز، شرایط وام، فایل های قابل مذاکره، و توان مالی واقعی.
4
نظر درباره این موضوع نوشته شده است
علی
به نظرتون یعنی الان خونه گرون میشه؟ بعد از این داستان ها یا ارزون؟ کاش یکی به ادم بگه چی میشه خیلی بلاتکلیفی بده بخدا
فرزانه
به نظرم بهترین جا برای خرید خونه شهرک غربه تهرانه
مرادی
عزیزم ما بدمون نمیاد خونه بخریم اگر پولشو داشته باشیممم
جلیلی
دیگ تا قبل عید خونه هاتونو بخرین
ارسال نظر